حس غریب

من خودم هستم و یک حس غریب

 

 

 

هر تکّه از دنیای من، از ماه تا ماهی...

هر قدر، هرجا، هر زمان، هر طور می خواهی...

 

حتّی اگر مثل زلیخا آبرویم را...

از من نخواهی دید در این عشق کوتاهی...

 

حتّی اگر بی رحم باشی مثل ابراهیم...

نفرین؟ زبانم لال، حتّی اخم یا آهی...

 

من آخرین نسل از زنان عاشقی هستم

که اسمشان را راویان قصّه ها گاهی...

 

من آخرین مرغ جهانم، آخرین گنجشک

که در پی افسانۀ سیمرغ شد راهی

***

حالا بگو در ظلمت جنگل چه خواهد کرد

شاهین چشمان تو با این کفتر چاهی؟

 

"پانته آ صفائی "

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

مرجع کد آهنگ

کد آهنگ