هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

 

 

 

نشسته ام بنویسم حرم، حرم، بانو

چه خوب شد که دوباره کبوترم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا به فم ببری

دو هفته ای شده اصلا نمی­پرم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا رها نکنی

که بی تو راه به جایی نمی­برم، بانو

مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد

ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

امام زاده­ی موسی بن جعفری، خانم

غلام­زاده­ی موسی بن جعفرم، بانو

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

 

                                             " علی اکبر لطیفیان"

 

 

/ 6 نظر / 37 بازدید
بهنام

در کتاب چهارفصل زندگی صفحه ها پشت سرهم می روند هریک از این صفحه ها یک لحظه اند لحظه ها باشادی و غم میروند آفتاب و ماه،یک در میان گاه پیدا گاه پنهان میشوند شادی و غم نیز هریک لحظه ای برسر این سفره مهمان میشوند گاه اوج خنده ی ما،گریه ی ماست گاه اوج گریه ی ما،خنده ماست گریه دل را آبیاری می کند خنده یعنی این که دل ها زنده است ((زندگی ترکیب شادی با غم است دوست دارم من این پیوند را گرچه می گویند: شادی بهتر است دوست دارم گریه با لبخند را)) *قیصر امین پور

بهنام

[گل]

[گل]

anniversary

ولادت بر شما مبارک شانای عزیز . . . [گل]

سید جمال طباطبایی ازاد

ضمن تشکر از حضورتان دروبم ده روز تمام بیمار بودم و باز دیابت مانع گردید با دوستان خوبم ارتباطم کمرنگ گردد شعرخوبتان را که قرار دادید خواندم من یاد اشعار خوب فاضل نظری افتادم خیلی نگاه این شاعر با او نزدیک است