/ 5 نظر / 11 بازدید
فائزه

به آسمان كه نگاه می كنم بی اختیار چشمانم روی ابرهایی تیره ثابت می‌ماند و خاكستری این پهنه برافراشته غباری از اندوه بر دلم می‌ریزد، درست مانند قطرات ریز بارانی كه بر بستر تشنه زمین فرو می‌ریزد وجریان می‌یابد و به سوی آبی دریاها رهسپار می‌گردند. دلم نیز همراه قطرات باران به سوی كتاب زندگی رهسپار می‌گردد و در فصلی كه مكرر خوانده‌ام و هرگز تكراری نشده است آرام می‌گیرد.

پیمان دانشفر 22 ساله

ای کاش باران غم روزگار را میشست و تنها بجای تنهایی لذت بخش تسکین روزگار میشد زیبا بود پیروز و پایدار میو میو

عاطی

سلام خوبین؟من اومدم ولی وبتون نشد هرکاری کردم شاید مشکل از طرف من بوده[نیشخند]قول داده ببودین برام شعر بگید[رویا]چرا خداحافظی[ناراحت]تازه به شما نمیخوره مثل معلم ما باشین من عاشق بیشتر معلمامم[قلب]معلم خوب یه نعمته که خدا از ما دریغش نکنه [رویا] ولی وای از وقتی که معلم یه کم مشکل داشته باشه بد بخت میکنه آدمو اونم تو درساختصاصی[کلافه] ببخشید اگه نیومدم شما بیاین پیش ما دلمون واستون تنگ شده بود هزارتا[بغل]من پارسال یه معلم ادبیات داشتم واقعا فوق العاده بود [گل]

ع.ف

واااااااااااای دلم قد یه دنیااا تنگ شده بود واست خخخخخخخخیلی خوشحاااالم که برگشتی مطمئنم مثل تو که برگشتی همه یه روز برمیگردن!

عراجیف

چرا تشویق اذهان عمومی می کنی کی گفته اینا مال منه تازه قشنگم هست من تکذیب و سکته رو با هم می کنم [نیشخند]