عشق لازم !

 

 

 

 

 

 

بُر بزن 

 

یک بار دیگر حکم کن 

اما نه بی دل !

حکم دل :

هر که  دل دارد بیندازد وسط

 من و تو دلهایمان را رو کنیم 

دل که روی دل بیافتد عشق حاکم می شود !

پس به حکم عشق " بازی می کنیم! 

این دل من !

 

 

 

 

رو بکن حالا دلت را...!

دل نداری؟

بر بزن اندیشه ات را...

حکم لازم :

دل گرفتن !دل سپردن هر دو لازم!

عشق لازم! 

عشق لازم !

 

   " ؟ "

 

 

 

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنام

[گل]

بهنام

[گل]

بهنام

[گل]

بهنام

[گل] این گلام واسه همه تاخیرام

حیان

سلام دوست خوب من ارادت داریم وقت کردی به ماهم سربزن[قلب] دوم مردادبازهم فرارسیدیادآورخاطرات شیرین وتلخ گذشته... دوم مردادروزتولدمنه ویازدهمین سالمرگ شاعرتوانای ایران استادشاملو به احترامش سکوت میکنیم ومیشنویم حرف های دلمان رااززبان او...

بهنام

هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟ یک فریب ساده و کوچک. آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی. من گمانم زندگی باید همین باشد ... زخم خوردن آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست بی گمان باید همین باشد ... مهدی اخوان ثالث

بهنام

لحظه ي ديدار نزديك است. باز من ديوانه ام‏‎‏‏ مستم. باز مي لرزد دلم دستم. باز گوئي در جهان ديگري هستم. هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را تيغ! هاي !نپريشي صفاي زلفكم را دست! و آبرويم را نريزي دل! -اي نخورده مست- لحظه ي ديدار نزديك است.... *م امید*

بهنام

( قاصدک) قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما ،‌اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس . برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند . دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربه های همه تلخ با دلم می گوید که دروغی تو ، دروغ که فریبی تو. ، فریب قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای راستی آیا رفتی با باد ؟ با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟ مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟ در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟ ((قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند )) *م.امید*

به تماشا سوگند و به آغاز کلام وبه پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است. حرف هایم مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد. و به آنان گفتم:در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولا ن همه از تابش آن خیره شدند. پی گوهر باشید. لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

زمزمه هاي قلب من (قاصدك)

سلام... --------------- در قمار زندگيمان عاقبت ما باختيم بس كه تكخال محبت بر زمين انداختيم... --------------------------------------------------------