اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!

 


 

من ماهی و تو ماهک این برکه ی کاشی...

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!

 آه از نفس پاک تو و صبح نشابور

از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی...

 پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار

فیروزه و یاقوت به آفاق بپاشی!

ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!

هشدار! که آرامش ما را نخراشی...

 هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!

اندوه بزرگی ست چه باشی... چه نباشی...


" علیرضا بدیع"
/ 6 نظر / 14 بازدید
طاها

[دست] خيلي زيبابود خوشم اومد ازش ممنونم از انتخاب زيبات [گل]

سید جمال طباطبایی ازاد

ضمن تشکر و سپاس از حضورتان و از اینکه با وجود شما میل به نوشتن در من قوت میگیرد و مشوق بنده هم شما هستید امشب از ساعت 12 شب به بعد در هر 3 وبم اشعار ناب و نامه های پروین را می گذارم متاسفانه شما و دوستان دیگر فقط به یکی از وبهای بنده میروید و از ان دو دیگر اطلاعی ندارید حتما هر 3 را به موازات هم بخوانید کافیست رو پروفایل کلیک کنید هر 3 وبم میاید

طاها

ممنونم شاناي عزيز از حضور گرمت من هم شمارو لينك كردم. [گل]

مهرانا

سلام شانا جان خوبی؟ دلت شاد و لبت خندون /می بوسمت من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه تو ميدوني اگه از من جدا شي منم که سمت تو ميرم هميشه

عاطی و مژگان

سلام شانای عزیز[ماچ] خیلی خیلی خیلی شعرت ناناز بود معلم خوشگل[بغل] راستی من آپم خوشحال میشم بهم سر بزنی[چشمک]