السلام علیک یا ابا عبدلله "ع "

 

اول خدا

 

 

 

در پیش تو عشق ، مشق غیرت می کرد

غیرت به شجاعتت حسادت می کرد 

از عرش ، خدا به کربلا آمده بود

با دست بریده ی تو بیعت می کرد

 

 

ای خون به رگ دویده ی عشق ! حسین "ع "

خورشید به خون تپیده ی عشق ! حسین "ع "

در دشت عطش لبان تفتیده ی درد

در تشت ، سر بریده ی عشق ! حسین "ع"

  

 

افتاده تب هلاک توی سرتان

یک آتش دردناک توی سرتان

لب های رقیه "س " از عطش خشک شده

ای این همه آب ! خاک توی سرتان !

 

 

چرخید خداوند به دور سر تو

زد بوسه به پاره پاره ی پیکر تو

والله که کشتی نجات همه است

گهواره ی کوچک علی اصغر"ع" تو

 

 

آن روز اسیر دست ظلمت شد آب

قربانی غفلت و جهالت شد آب

از سوز عطش لبان مولا "ع " خشکید

والله که آب از خجالت شد آب !

                                    " جلیل صفربیگی "

 

/ 0 نظر / 16 بازدید